خرید بک لینک
شهر تاریک است

گرگ ها زوزه میکشند

کودکان میترسند

به دامان مادرانشان پناه میبرند

در گوشه ای از شهر کودکی تنهاست

دختر بچه ای به اسم آتــــــــــنا تنهاست

گریه میکند ....

جیغ میکشد .....

فریاد میزند .......

اما کسی فریاد او را نمیفهمد

گرگی با چشم های هیزش

به او به چشم طعمه ای لذیذ نگاه میکند

به او حمله میکند ..

آتـــــــــنای نه ساله را

تکه تکه میکند ......

مردم شهر جمع میشوند همه چشمانشان گریان است

و تمام میشود تـــــــــراژدی غمناک

کودکان شهر پــــــارس آبـــــــاد

در اندوه آتنای عزیـــز ...

برچسب: نویسنده: مریم موسوی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 17:16

صفحه بندی